تبليغاتX
عشق سوخته
همدلی

یا حسین

با تشکر از وبلاگ هیئت محبان قمر بنی هاشم

راضی باشید این تصویر قشنگ رو از وبلاگ شما گرفتم 

در ضمن از این به بعد سعی میکنم مطالب و اشعار و سبکهایی رو که

توسط بنده حقیر اجرا میشه رو توی وبلاگ قرار بدم

البته اگه باز هم وقت بکنم . دعا کنید ......

همچنین دوستانی هم که سبک یا مطلب یا اشعار زیبایی  دارن

محبت کنند توی نظرات قرار بدن استفاده می کنیم


 

نوشته شده توسط حاج حسین در 86/09/20 ساعت موضوع | لینک ثابت


شروعی دوباره

 

سلام

بعد از مدتها تصمیم گرفتم دوباره کمی به سمت وبلاگ نویسی بیام

مشغله کاری از یه طرف و جلسات بیرون از طرف دیگه باعث شده که نتونم در خدمت جوانان و عاشقان اهل بیت (ع) باشم شاید این

راهی باشه برای ارتباط صمیمی تر و تبادل افکار و تجربیات

خصوصا با مداحان و دلسوخته گان جوان

این کار مبارک رو با یه غزل از امام زمان (عج)  شروع می کنم

 

بالی بده که پر بزنم در هوای تو

 

آری دلم دوباره گرفته برای تو

 

غیر از تو قلبم از همه پرهیز می کند

 

شاید از این طریق شوم مبتلای تو

 

هر جا که می روم به حضورت نمی رسم

 

اما مسیر پر شده از رد پای تو

 

عشقت اگر نبود نفس هم نداشتم

 

من زنده هستم از برکات دعای تو

 

در مجلس عزای حسین گریه می کنم

 

بگذار تا شود دل من همنوای تو

 

در قسمت نظرات چشم انتظار شما دوستان خوبم هستم

 


 

نوشته شده توسط حاج حسین در 86/09/18 ساعت موضوع | لینک ثابت


گدا ...... گدا

 

سلام ............

تو حال و هوای خودم بودم و مشغول فکر کردن ........... آقا ببخشید میشه یه خورده به من کمک کنی ؟ صورتمو برگردوندم دیدم یه گدا از من تقاضای پول میکنه یه نگاهی بهش کردم

دستمو تو جیبم کردم اسکناسهای درشت مثل پونصدی و چند تا هزاری بود

پیش خودم گفتم این زیادشه پول خرد هم نداشتم بهش گفتم باشه ولی دنبالم بیا تا از یکی پول خرد بگیرم بهت بدم همینطور دنبالم می اومد رسیدم به یه مغازه ولی پول خرد نداشت

از هر کسی هم پرسیدم نداشت اون گدا همینطور منتظر

برگشتم بهش گفتم آقا شرمنده پول خرد ندارم تا اینو بهش گفتم

صورتش سرخ شد از خجالت برگشت گفت شما که نمیخواستی کمک کنی چرا منو امیدوار کردی ؟

از همون اولش میگفتی که نمیخوام کمکت کنم منم دنبالت نمی اومدم

و با یه نا امیدی رفت رفت رفت ....................

حالا حرفم چیه

خدایاااااااااااااااااااااااا

خودت گفتی ادعونی استجب لکم

آره اگه از اولش میگفتی که نمیخوام کمکت کنم و چیزی بهت بدم منم امیدوار نمی شدم

من دلمو خوش کردم گفتم میرم دنبالش تا آخر حتما خودش گفته که کمکم میکنه

خدا جووون عمرم دیگه داره تموم میشه 

من هنوز دستم خالیه خجالت زدم نکن شرمندم نکن

خیلیها منتظرن که من تکلیفم چی میشه اگه دستم خالی باشه میگن ببین

چقدر امیدوارت کرد ولی تو هم که چیزی نگرفتی  

 ولی هر چقدر هم که نگاهم نکنی ولی من باز تا آخرش هستم

                    همین  .............. 


 

نوشته شده توسط حاج حسین در 86/09/18 ساعت موضوع | لینک ثابت